هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

686

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

« غيرت » و « حميت » « 1 » بر روى سربازان 2 فوج ريخته ، جنگ درگرفت . يك گلوله انداخته و به ضرب « چوب » و « شمشير » و « سرنيزه » و « قمه » و « سنگ » ، سربازان 2 فوج را دوانده و قريب [ به ] 150 نفر از آن 2 فوج زخمى شد . پس از اين فقره و اين‌طور حميت و نظم كليه صريح بدان 2 فوج اعلام كردند كه : « ما فوج اردبيل و مشكين تا الى 2 سال در استراباد - اگر كليتا بميريم - خواهيم ماند . شماها خود دانيد . » و بنا كردند خان [ ه ] هاى نئى « 2 » خودشان را كه چادر نداشتند و خانه از نى درست كرده بودند ، از نو درست كردند . بعد از اين مقدمه و اين‌طور حالت از فوج شاهسون ، اطمينان زياده از سابق براى چاكر از سربازى آنها حاصل گرديد . اين فقره را كه عرض شد ، عموم اهالى استراباد و ميرزا صادق خان كارپرداز « 3 » و قونسول « 4 » روسيه متوقف [ در ] آن‌جا ، كما هو حقه ، « 5 » استحضار حاصل داشتند و قونسول از شهر استراباد كه يك فرسخ به اردو بود ، محض « تهنيت » و « تحسين » اين كار بزرگ [ و ] نمايان به اردو آمده ، آفرين به عموم صاحب‌منصبان فوج اردبيل و مشكين رسما گفت و از نظم كليه و آن‌طور حركت آنها بسيار ممنونى نمود . اگر امر قدرقدر جارى بشود كه اين فوج را جناب سردار كل ، كه منتهاى اهتمام در اجراى امر همايون داشته و دارد ، در 1000 نفر برقرار نمايند ، گويا خدمات 2 فوج ، 3 فوج از عهده برآيند . اين فقره ، بسته به رضاى خاطر همايون و اشارهء جناب سردار كل است ، كه حكما از حاكم اردبيل و مشكين الى 1000 نفر كسر فوج را بخواهند .

--> ( 1 ) . حميت ( hamiyyat ) مردانگى ، غيرت ، مروت . تعصبى كه افراد و درجه‌داران هر قسمت نظام نسبت به قسمت خود بايد داشته باشند ، چنان‌كه افراد و درجه‌داران يك هنگ نسبت به هنگ خود . ( 2 ) . در اصل : نى ( 3 ) . كارپرداز ( Karpardaz ) ، عامل ، كنسول . آن‌گاه كه حق قضاوت كنسولى در ايران بر جاى بود ، دولت ايران در شهرهاى كشور يا چند مأمور به نام كارپرداز داشت كه سروكار او با كنسول‌هاى ممالك خارجه بوده و وظيفهء وى دفاع از حقوق ايرانيان بود . ( 4 ) . قونسول ( qonsul ) ، معرب كنسول . ( 5 ) . چنان‌كه حق اوست ، چنان‌كه شايد .